دلتنگی پس از جدایی، یک واکنش طبیعی و انسانی به از دست دادن صمیمیت و حضور فردی دوستداشتنی است. با این حال، وقتی صحبت از افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) میشود، تعریف “دلتنگی” و “عشق” کاملاً دگرگون میشود. درک این تفاوت، کلید رهایی از چرخهی آسیبزای رابطه با خودشیفته است.
نگرش فرد خودشیفته به علاقه و عشق چگونه است ؟
برای درک دلتنگی یک خودشیفته، ابتدا باید نوع علاقه او را بشناسیم. فرد خودشیفته عشق را از منظر تأمین نیازهای خود تعریف میکند، نه از منظر اتصال عاطفی متقابل.
تأمین خودشیفته (Narcissistic Supply)
علاقه یک خودشیفته، بر اساس مفهوم “تأمین خودشیفته” شکل میگیرد. شریک عاطفی برای او یک انسان نیست، بلکه منبعی از تأیید، تحسین، کنترل، و بالابردن اعتبار است.
- تحسین و ستایش: پارتنر باید دائماً هویت درونی ضعیف خودشیفته را با تحسینهای بیپایان تغذیه کند.
- کنترل: پارتنر باید مطیع باشد تا خودشیفته احساس قدرت کند.
- تأیید اجتماعی: وجود یک شریک جذاب یا موفق، اعتبار فرد خودشیفته را در جامعه بالا میبرد.
آیا واقعاً خودشیفته ها احساس عشق میکنند؟
در معنای پخته و همدلانه عشق که شامل احترام به مرزها، درک نیازهای دیگری و شادی از موفقیت طرف مقابل است، خیر. فرد خودشیفته میتواند عاشق احساسی شود که شریک عاطفی در او ایجاد میکند (احساس قدرت، جذابیت، کفایت)، اما نه خودِ واقعی شخص. این را میتوان “عشق انعکاسی” نامید.
دلتنگی فرد خودشیفته از چه نوعی است؟ (دلتنگی مبتنی بر منبع)
افراد خودشیفته فاقد همدلی عمیق (Empathy) هستند. آنها قادر به درک احساس درد یا فقدان از منظر شما نیستند. بنابراین، نوع دلتنگی آنها با افراد عادی فرق دارد:
|
ویژگی |
دلتنگی فرد سالم (متمرکز بر دیگری) |
دلتنگی فرد خودشیفته (متمرکز بر خود) |
|---|---|---|
|
تمرکز بر: |
فقدان حضور فرد، خاطرات خوب مشترک و رابطهی عاطفی. |
فقدان مزایایی که آن فرد ارائه میداد (تأمین، تحسین، سکس، آسایش). |
|
تجربهی اصلی: |
غم و اندوه، دلتنگی برای صمیمیت. |
خشم، نگرانی از کاهش ارزش، احساس خالی بودن و سوراخ شدن تأمین. |
|
نتیجهی مطلوب: |
ترمیم رابطه، درک متقابل و رشد. |
پر کردن سریع حفرهی تأمین و بازگرداندن کنترل. |
آیا خودشیفته ها دلبسته میشوند؟
بله، اما دلبستگی آنها اغلب ناایمن است.
• سبک دلبستگی اجتنابی-بیتفاوت (Dismissive-Avoidant): در این حالت، آنها پس از جدایی سریعاً سعی میکنند خود را بینیاز و برتر نشان دهند، اما اگر تأمین دیگری پیدا نکنند، برای حفظ اعتبار، به سمت قربانی قبلی بازمیگردند.
• سبک دلبستگی آشفته/هراسناک (Fearful-Avoidant): این حالت پیچیدهتر است؛ آنها هم خواهان صمیمیت هستند و هم از آن میترسند، اما در نهایت، هر نوع دلبستگی آنها همواره اولویت را به حفظ تصویری ایدهآل از خود میدهد.
چرا خودشیفته ها پس از جدایی برمیگردند؟
وقتی فرد خودشیفته پس از جدایی بازمیگردد و ابراز محبت میکند، اغلب باعث فریب خوردن قربانی میشود.
دلیل اصلی بازگشت (هوورینگ)
بازگشت خودشیفته به ندرت به دلیل “دلتنگی عاشقانه” است. این پدیده در روانشناسی به عنوان هوورینگ (Hoovering) شناخته میشود (شبیه به جاروبرقی که تلاش میکند شما را دوباره به دنیای خود بکشد).
دلایل واقعی بازگشت عبارتاند از:
- کاهش منابع تأمین: فرد خودشیفته نتوانسته است یک منبع تأمین جدید و به همان خوبی پیدا کند و ذخیرهی تحسین و تأیید او تمام شده است.
- نیاز به کنترل: آنها نمیتوانند شکست یا طرد شدن را بپذیرند. بازگشت و گرفتن مجدد تأیید، نشان میدهد که هنوز “قدرت” دارند و رابطه به خواست آنها به پایان میرسد.
- حسادت و رقابت: وقتی میبینند شما پس از جدایی شادتر و موفقتر شدهاید، بازمیگردند تا شما را پایین بکشند.
معنی حرفهای عاشقانه خودشیفته
هنگامی که خودشیفته بازمیگردد و حرفهای عاشقانهای میزند (“بدون تو زندگی سخته”، “من تغییر کردم”، “تو عشق واقعی من بودی”)، این حرفها معنی دارند، اما نه آن معنی که شما میخواهید:
|
جمله خودشیفته |
معنی ظاهری (آنچه شما میشنوید) |
معنی واقعی (آنچه خودشیفته میاندیشد) |
|---|---|---|
|
“بدون تو زندگی سخته.” |
“من تو را دوست دارم و به تو نیاز دارم.” |
“بدون تأمین تو، تصویر درونی من از هم پاشیده است.” |
|
“من به خودم آمدم و تغییر کردم.” |
“من مسئولیت رفتارهایم را پذیرفتهام.” |
“من هرچه لازم باشد میگویم تا به منبع تأمینم برگردم.” |
|
“تو تنها کسی بودی که من را درک کرد.” |
“ارتباط ما عمیق و منحصربهفرد است.” |
“تو تنها کسی بودی که حاضر بود تمام نیازهایم را برآورده کنی.” |
این جملات صرفاً ابزارهای تکنیکهای تطمیع و فریب (Love Bombing) برای بازگرداندن شما به چرخهی آزار هستند.
آیا بازگشت نشانه خوبی است و رفتارها بهتر میشود؟
پاسخ صریح و قاطع این است: خیر، بازگشت نشانه خوبی نیست و رفتارها بهتر نمیشوند.
چرا نه؟
- عدم تغییر ریشهای: فرد خودشیفته به ندرت حاضر به پذیرش نقص و درمان ریشهای است. “به خود آمدن” او موقتی و ناشی از ترس از فقدان تأمین است.
- چرخه تکراری: پس از بازگشت و زمانی که خیالش راحت شد که شما دوباره تحت کنترل او هستید، “ماسک” محبت برداشته شده و چرخهی سوءاستفاده (ایدهآلسازی، کمارزشسازی، طرد) دوباره با قدرت بیشتری شروع میشود.
- رفتارهای خوب موقتی: اگر پس از بازگشت، مدتی رفتارهای خوبی نشان دهد، این صرفاً فاز “ماه عسل” مجدد است تا شما را قلاب کند. این یک رفتار تاکتیکی است، نه یک تغییر شخصیتی دائمی.
هیچ وقت احساسات یک خودشیفته را نرمال سازی نکنید
بزرگترین اشتباهی که افراد مرتکب میشوند، همین است: آنها دلتنگی خودشیفته را با دلتنگی خودشان قیاس میکنند.
دلتنگی شما: مبتنی بر عشق، همدلی و از دست دادن یک پیوند عاطفی است.
“دلتنگی” خودشیفته: مبتنی بر نیاز به قدرت، کنترل و پر شدن خلأ تأمین است.
به یاد داشته باشید: احساسات فرد خودشیفته در رابطه، هرگز نباید ملاک تصمیمگیری شما باشند. تنها معیار شما باید رفتار پایدار، مسئولیتپذیری، و همدلی عملی باشد که متأسفانه، هستهی شخصیتی خودشیفته فاقد آن است.
نتیجهگیری نهایی:
اگر فرد خودشیفته پس از جدایی بازگشت و ابراز عشق و دلتنگی کرد، این به معنای “عاشق تو بودن” نیست، بلکه به معنای “نیاز به تو برای پر کردن حفرهی درونی من” است. برای حفظ سلامت روان خود، تمرکز خود را از کلمات و احساسات موقت او برداشته و بر ثبات رفتاری بگذارید. بازگشت به این رابطه، بازگشت به یک چرخهی تکراری و دردناک است.






