اگر به شما خیانت شده است، این مقاله را بخوانید (شاه‌کلید عبور از تروما و پس گرفتن قدرت شخصی)

شاه‌کلید عبور از تروما و پس گرفتن قدرت شخصی

بگذارید با یک حقیقت عریان شروع کنیم: بیشتر مردم خیانت را بزرگ‌ترین و نابودکننده‌ترین نوع پیمان‌شکنی می‌دانند. کاملاً قابل درک است؛ زیرا تعهدی که قرار بود همه‌چیز را مثل یک چسب محکم در کنار هم نگه دارد، ناگهان در یک لحظه از هم گسسته است. قانون طلایی شماره یک رابطه زیر پا گذاشته شده و ناگهان احساس می‌کنید دیگر هیچ پایه‌ای وجود ندارد که بتوانید زندگی‌تان را روی آن بازسازی کنید. از خود می‌پرسید: «حالا اصلاً باید از کجا شروع کنم؟»

حتی اگر تصمیم بگیرید که طرف مقابل را ببخشید و به رابطه ادامه دهید، تروما خیانت مانند یک ویروس موذی عمل می‌کند؛ ویروسی که ممکن است برای مدتی طولانی در بدنتان پنهان و غیرفعال بماند، اما با اولین جرقه و تنش بعدی، دوباره به سطح بیاید و عود کند.

مثلاً همه‌چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه او روز تولدتان را فراموش می‌کند؛ ناگهان تمام آن خشم و رنج قدیمی که پشت کوهی از تلاش برای بخشش پنهان شده بود، دهان باز می‌کند. به همین دلیل است که زوج‌های بسیار کمی می‌توانند پس از خیانت به طور کامل بهبود یابند. شفا یافتن از این جراحت، یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست.

اما راز بزرگ این ماجرا چیست؟ رنج اصلی شما به خاطر خودِ آن رفتار نیست.

تله بزرگ: تیزر تبلیغاتی یک فیلم بزرگ‌نمایی‌شده!

بله، تردیدی نیست که تصور همسرتان در رابطه جنسی با یک فرد دیگر، تصویرسازی ذهنی هولناکی است که پاک کردنش از حافظه تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد. ذهن شما این تصاویر را بارها و بارها (به‌ویژه در روزهایی که رابطه‌تان با هم خوب نیست) مانند یک فیلم سینمایی زجرآور پخش می‌کند. شما این سناریو را در ذهنتان باد می‌کنید و بزرگ‌تر از آنچه بوده جلوه می‌دهید. شما در حال تماشای دائمِ تیزر تبلیغاتی یک فیلم به‌شدت بزرگ‌نمایی‌شده و درام هستید!

البته با گذشت زمان، اگر بتوانید صمیمیت و اتصال عمیق‌تری با پارتنرتان برقرار کنید، این تیزر ذهنی آرام‌آرام کم‌رنگ می‌شود. رسیدن به این نقطه، هدف نهایی است؛ اما واقعیت این است که بیشتر زوج‌ها هرگز به این ایستگاه نمی‌رسند.

چرا؟ به این دلیل نیست که کار از کار گذشته است؛ بلکه به این دلیل است که آن‌ها «چرا»ی واقعی ماجرا را درک نکرده‌اند.

چرا درک کردن «علت خیانت»، نجات‌بخش روان شماست؟

اگر نتوانید بفهمید که چرا پارتنرتان دست به چنین کاری زده است، ذهن شما به طور خودکار این رفتار مخرب را به عزت‌نفس و ارزش ذاتی شما گره خواهد زد. در عمیق‌ترین لایه‌های ناخودآگاهتان، شروع به باور این دروغ بزرگ می‌کنید که: «او خیانت کرد، چون من کافی نبودم.»

تصور می‌کنید مشکل از شماست، نه از آن‌ها. فکر می‌کنید به اندازه کافی جذاب نبوده‌اید، به اندازه کافی خوش‌اندام نبوده‌اید، در رابطه جنسی مهارت نداشته‌اید یا هر نقطه ضعف و ناامنی درونی دیگری که دارید را به عنوان علت خیانت پارتنرتان فاکتور می‌کنید. خیانت مستقیماً روی عمیق‌ترین زخم‌های هویتی شما دست می‌گذارد؛ زیرا شما رفتار اشتباه یک آدم دیگر را شخصی‌سازی کرده‌اید.

دقیقاً به همین دلیل است که شفا گرفتن از تروما خیانت این‌قدر سخت و فرساینده می‌شود.

برای عبور از این بحران، شما باید تلاش کنید تا علت ماجرا را درک کنید؛ در غیر این صورت، فقط در حال فشردن دندان‌هایتان روی هم برای تحمل درد خواهید بود (White-knuckling). خودتان هم می‌دانید که تحمل کردنِ صرف و سرکوب احساسات در زندگی هرگز جواب نمی‌دهد. این کار مانند ریختن سنگریزه‌های تیز در کفشتان است؛ نمی‌توانید درد را هضم کنید، آن را حل کنید و از آن بگذرید.

فهمیدن و درک کردن، آغاز شفای روان است. بدون آن، شما فقط در حال هل دادن احساسات منفجرنشده‌تان به زیر فرش هستید؛ حتی اگر قلباً بخواهید طرف مقابل را ببخشید.

کالبدشکافی توجیه‌های سطحی در برابر علت‌های عمیق

بیایید ابتدا به سراغ توجیه‌های رایج و عامیانه‌ای برویم که معمولاً برای خیانت تراشیده می‌شوند:

  • «از رابطه‌اش ناراضی بوده است»: رایج‌ترین باور اشتباه این است که اگر او در زندگی مشترک خوشحال بود، هرگز خیانت نمی‌کرد. درست است؟ غلط است.
  • «فقط یک ماجرای فیزیکی و غریزی بوده است»: او رابطه زناشویی‌اش را دوست دارد، فقط می‌خواسته تنوع‌طلبی کند یا یک فانتزی را بدون خراب کردن زندگی‌اش تجربه کند. وقتی موقعیتش پیش آمده، تسلیم شده است. درست است؟ غلط است.
  • «سرویس جنسی مناسبی در خانه دریافت نمی‌کرده»: خیلی راحت و ساده؛ او در خانه به اندازه کافی ارضا نمی‌شد و نیاز خود را جای دیگری برطرف کرد. به همین سادگی؟ غلط است.
  • «برای انتقام‌جویی بوده است»: برای جبران بی‌توجهی‌ها، غیبت‌های مداوم پارتنر یا تلافی خیانتی که سال‌ها پیش اتفاق افتاده بود. درست است؟ غلط است.

این‌ها دلایل واقعی نیستند. خیانت به‌شدت پیچیده است و لایه‌های روانی بسیار عمیقی دارد. بله، مسائل جنسی، انتقام یا نارضایتی می‌توانند کاتالیزور یا کاتالیزورهای ماجرا باشند؛ اما ریشه داستان در تاریکی عمیق‌تری قرار دارد.

گسست و بی‌گانگی با خویشتن: ریشه اصلی ماجرا

اگر نخِ این بحران را بگیرید و تا عمق لایه‌های روانی پایین بروید، در ۹۰ درصد مواقع متوجه می‌شوید که خیانت ناشی از بی‌گانگی و قطع اتصال فرد با خودش (Disconnection with Self) است.

گاهی این رابطه زناشویی است که باعث شده فرد با خودش غریبه شود و گاهی هم داستان کاملاً مربوط به گره‌های روانی شخصی خودِ اوست. بله، حقیقت این است: خیانت او به شما، در بسیاری از مواقع هیچ ربطی به شخص شما نداشته است!

  • شاید او مردی است که نیاز مفرط و وسواس‌گونه‌ای به تأیید، جلب توجه و احساس مطلوب بودن دارد؛ مهم نیست چقدر رابطه شما عالی باشد یا چقدر او را دوست داشته باشید، شما هرگز نمی‌توانید این خلاء درونی را پر کنید، زیرا این حفره درون خودِ اوست.
  • شاید زندگی زن روی کاغذ بیش از حد آرام، بی‌نقص و پیش‌بینی‌شده بوده و او نیاز داشته دست به کار احمقانه‌ای بزند تا دوباره احساس زنده بودن و هیجان کند.
  • شاید این رفتار، واکنشی ناخودآگاه به «ترس از صمیمیت عمیق» بوده است؛ او به محض اینکه رابطه با شما خیلی صمیمی و جدی شده، برای فاصله گرفتن دست به تخریب رابطه زده است.
  • شاید این فرار از احساس عدم جذابیت به دلیل پیری، یا ناشی از این حقیقت ساده بوده که او خودش را دوست ندارد.

اقدامات ما همواره از ریشه‌های بسیار عمیق‌تری نسبت به آنچه در ظاهر دیده می‌شود، سیراب می‌شوند. پیمان‌شکنی در واقع نوعی دویدن، پنهان شدن یا یک مکانیزم دفاعی ناکارآمد برای بقا است.

این حرف به معنی توجیه کردن یا بخشیدن بی‌قیدوشرط رفتار او نیست؛ به هیچ وجه قرار نیست این رفتار غیرمسئولانه را ماست‌مالی کنیم. معنای این حرف آن است که خیانت، ابعادی بسیار فراتر از میزان جذابیت یا ارزش شما و کیفیت رابطه‌تان دارد.

پس گرفتن قدرت شخصی با ابزار «همدلی آگاهانه»

وقتی متوجه این حقیقت علمی شوید، می‌توانید ارتباط میان این حادثه و ارزش ذاتی خود را قطع کنید. وقتی این زنجیر پاره شود، فاصله‌ای امن میان شما و تروما ایجاد می‌شود که در آن می‌توانید نفس بکشید. حالا جا برای «همدلی آگاهانه» باز می‌شود؛ یعنی نگاه کردن به ماجرا با یک دید ۳۶۰ درجه، به جای یک نگاه دوبعدیِ سیاه و سفید.

نه، او یک هیولای شاخدار و بی‌رحم نیست؛ او یک انسان است. انسانی که در گره‌های روانی خود در حال دست‌وپا زدن بوده، مکانیزم دفاعی اشتباهی انتخاب کرده و در مسیر پیدا کردن خودش، راه را گم کرده است.

شما باید او را به عنوان یک «انسانِ خطاکار و در حال آسیب» ببینید. دقت کنید: این کار را نه برای او، بلکه فقط برای نجات خودتان انجام می‌دهید! زیرا دیدن او به این شکل، تنها راهی است که به شما اجازه می‌دهد از این تروما عبور کنید.

اگر این تغییر زاویه دید را انجام ندهید، در این سناریو باقی خواهید ماند: «یک هیولا به من حمله کرد، مرا فریب داد، به من آسیب زد و من قربانی بی‌دفاع او هستم.» شاید این توصیف در لحظات اول درست به نظر برسد؛ اما اگر در این ذهنیت باقی بمانید، کنترل و قدرت روان شما تا ابد در دست آن حادثه و آن شخص باقی خواهد ماند.

برای پس گرفتنِ فرمانِ زندگی خود، باید از ابزار همدلی استفاده کنید. شما نمی‌توانید همدلی داشته باشید مگر اینکه ریشه‌ها را درک کنید؛ و برای درک کردن، باید هم طرف مقابل و هم خودتان را دوباره به عنوان انسان‌هایی خاکستری (نه فرشته و نه شیطان) بپذیرید.

نظر کارشناس کلینیک ندای آگاهی تا آرامش

در کلینیک روان‌شناسی، مواجهه با مراجعینی که شوک پیمان‌شکنی را تجربه کرده‌اند، درست مانند مواجهه با بازماندگان یک زلزله ویرانگر است. امنیت روانی فرد آسیب‌دیده فرو ریخته و او مدام در یک چرخه فرساینده از سوالات بی‌جواب دست‌وپا می‌زند: «مگر من چه کم داشتم؟» یا «چطور توانست با من این کار را بکند؟»

تروما خیانت، سیستم عصبی شما را در حالت آماده‌باش دائم (Flee or Fight) قرار می‌دهد. تا زمانی که نتوانید با کمک یک متخصص، خط فاصل بزرگی بین «رفتار آسیب‌شناختی همسرتان» و «ارزش ذاتی خودتان» بکشید، ذهن شما به شکنجه کردن خود ادامه خواهد داد.

ما در فرآیند زوج‌درمانی و روان‌درمانی پس از خیانت در کلینیک ندای آگاهی تا آرامش، به شما کمک می‌کنیم تا ابتدا از شوک اولیه و تروما عبور کنید، خشم و سوگواری‌تان را در فضایی امن و بدون قضاوت تخلیه کنید و سپس با کالبدشکافی علمی لایه‌های پنهان رابطه، قدرت شخصی و عزت‌نفس تخریب‌شده‌تان را بازسازی کنید. تصمیم برای ماندن و بازسازی یا جدایی سالم، حق مسلم شماست؛ اما وظیفه ما این است که کمک کنیم این تصمیم را از موضع «قدرت، آگاهی و آرامش» بگیرید، نه از موضع «ضعف، خشم و قربانی بودن».

* از این که مقاله را مطالعه فرمودید سپاسگذاریم. باعث خوشحالی ماست اگر نظرات، پیشنهادات و مشکلات رو درباره مقاله از طریق فرم نظر دهی پایین با ما در میان بگذارید.*

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

مقاله را به اشتراک بگذارید

مقاله های مرتبط

ندای آگاهی تا آرامش

کلینیک تخصصی مشاوره و روان درمانی

مرکز مشاوره ی آگاهی تا آرامش کلینیک روان درمانی و مشاوره با کادری متخصص و با سابقه

لوگوی ندای آگاهی تا آرامش

ارتباط با مرکز

برای کمک گرفتن از یک متخصص در هر حوزه مشاوره ای که نیاز دارید کافیست با ما تماس بگیرید.

شماره‌های تماس

خط ویژه 1 :
0993 2279 021
خط ویژه 2 :
1446 2279 021
همراه/واتس اپ :

همه روزه به جز ایام تعطیل 9 صبح تا 9 شب

محبوب ترین ها

موضوعات

محتوای جدول