نکات مهم
- علت دقیق بیماری آلزایمر هنوز بهطور کامل شناخته نشده است و درمان قطعی برای آن وجود ندارد.
- نداشتن درمان قطعی به معنای بیفایده بودن درمان نیست؛ برخی درمانها میتوانند به مدیریت علائم و عملکرد روزمره کمک کنند.
- درمانهای آلزایمر را میتوان بهطور کلی به دو گروه تقسیم کرد: درمانهای علامتی و درمانهایی که با هدف آهسته کردن روند بیماری استفاده میشوند.
- داروهای مربوط به عملکرد شناختی معمولاً اثر بسیار چشمگیری ندارند، اما ممکن است برای برخی افراد بهبودهای کوچک اما معناداری ایجاد کنند.
- تغییرات شناختی در آلزایمر معمولاً تدریجی هستند و به همین دلیل ممکن است اثر درمان بهسادگی قابل مشاهده نباشد.
- تأخیر در ارزیابی حافظه و شناخت به دلیل این تصور که «آلزایمر درمان ندارد» میتواند فرصت مدیریت زودتر شرایط را از فرد و خانواده بگیرد.
وقتی نام بیماری آلزایمر یا زوال عقل به میان میآید، یکی از نخستین افکاری که ممکن است به ذهن فرد یا خانواده او برسد این است: «آلزایمر که درمان ندارد، پس مراجعه به پزشک یا ارزیابی حافظه چه فایدهای دارد؟» این تصور قابل درک است، اما تصویر کاملی از وضعیت درمان آلزایمر ارائه نمیدهد.
درست است که در حال حاضر آلزایمر درمان قطعی ندارد و علت دقیق آن نیز هنوز بهطور کامل مشخص نشده است. با این حال، این به معنای آن نیست که هیچ کاری نمیتوان برای فرد مبتلا انجام داد. برخی درمانهای موجود میتوانند به مدیریت علائم کمک کنند و بعضی درمانها با هدف تغییر روند بیماری و آهسته کردن پیشرفت آن مورد استفاده قرار میگیرند. بنابراین، یکی از مهمترین تفاوتها این است که بین «درمان قطعی» و «درمان مؤثر برای مدیریت بیماری» تفاوت قائل شویم.
چرا هنوز علت دقیق آلزایمر مشخص نیست؟
برای پیدا کردن درمان یک بیماری، ابتدا باید سازوکار ایجاد آن را بهخوبی بشناسیم. اما درباره آلزایمر، هنوز پاسخ کاملی برای این سؤال وجود ندارد که دقیقاً چه فرایندی باعث آغاز و پیشرفت بیماری میشود.
در مغز افراد مبتلا به آلزایمر میتوان تغییرات مختلفی مشاهده کرد؛ از جمله از بین رفتن سلولهای مغزی، کاهش ارتباطات سیناپسی، التهاب و تجمع برخی پروتئینهای غیرطبیعی.
دو مورد از شناختهشدهترین این پروتئینها، آمیلوئید بتا و تاو هستند. وجود این پروتئینها سالهاست در ارتباط با بیماری آلزایمر شناخته شده است، اما یک سؤال مهم همچنان مطرح است: آیا این تجمعات خودِ علت اصلی بیماری هستند یا بخشی از پیامد فرایند پیچیدهای که باعث آسیب مغزی میشود؟
حتی نکته جالبتر این است که برخی افراد ممکن است مقدار قابل توجهی از این پروتئینهای غیرطبیعی را در مغز خود داشته باشند، اما هرگز به زوال عقل مبتلا نشوند. همین موضوع نشان میدهد که داستان آلزایمر احتمالاً پیچیدهتر از وجود یک عامل واحد است.
آیا آلزایمر واقعاً درمانناپذیر است؟
اگر منظور از درمان، از بین بردن کامل بیماری و بازگرداندن مغز به وضعیت قبل از بیماری باشد، در حال حاضر چنین درمانی وجود ندارد.
اما اگر منظور از درمان، کمک به فرد برای مدیریت علائم، حفظ تواناییهای روزمره یا در برخی موارد آهسته کردن روند بیماری باشد، پاسخ متفاوت است.
منبع مورد بررسی تأکید میکند که چندین درمان برای آلزایمر و سایر انواع زوال عقل در دسترس هستند که میتوانند علائم را بهبود دهند و برخی از آنها ممکن است روند بیماری را آهسته کنند.
این تفاوت از نظر روانی نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی خانوادهای تصور میکند «هیچ کاری نمیشود کرد»، ممکن است ارزیابی حافظه را تا مراحل متوسط یا حتی پیشرفته بیماری به تعویق بیندازد. برخی بیماران و خانوادههایشان دقیقاً به دلیل همین باور، دیر برای ارزیابی مراجعه میکنند.
چرا تشخیص زودتر میتواند اهمیت داشته باشد؟
آلزایمر معمولاً مانند بعضی بیماریها با یک تغییر ناگهانی ظاهر نمیشود. روند بیماری میتواند آنقدر تدریجی باشد که فرد یا اطرافیانش برای مدت طولانی متوجه تغییرات نشوند.
ممکن است ابتدا تغییرات بسیار ظریفی در حافظه، توجه، برنامهریزی یا انجام فعالیتهای روزمره دیده شود. به همین دلیل، گاهی خانواده این تغییرات را صرفاً به افزایش سن نسبت میدهد.
اما ارزیابی شناختی میتواند به روشن شدن وضعیت کمک کند.
این موضوع اهمیت ویژهای دارد، زیرا درمانهایی که برای آلزایمر استفاده میشوند لزوماً تغییرات بسیار چشمگیری ایجاد نمیکنند. ممکن است اثر درمان به شکل کاهش تکرار سؤالها، نیاز کمتر به کمک در بعضی فعالیتهای روزمره یا ارتباط کلامی بهتر دیده شود؛ تغییراتی که شاید برای فردی که از بیرون به وضعیت نگاه میکند، بسیار کوچک به نظر برسند.
درمانهای آلزایمر به چند دسته تقسیم میشوند؟
یکی از سادهترین روشها برای درک درمانهای آلزایمر، تقسیم آنها بر اساس هدفشان است.
درمانهای علامتی
درمانهای علامتی با هدف کاهش یا مدیریت علائم بیماری استفاده میشوند، بدون اینکه الزاماً روند اصلی بیماری را تغییر دهند.
در مورد آلزایمر، یکی از اهداف مهم این درمانها کمک به عملکردهای شناختی مانند حافظه، توجه و توانایی انجام برخی فعالیتهای روزمره است.
درمانهای تعدیلکننده بیماری
دسته دیگر درمانهایی هستند که با هدف تأثیرگذاری بر روند بیماری و آهسته کردن پیشرفت آن مورد استفاده قرار میگیرند.
این دو مفهوم را نباید با هم یکی دانست. بهتر شدن یک علامت لزوماً به معنای متوقف شدن بیماری نیست و آهسته شدن روند بیماری نیز به معنای درمان قطعی آن نیست.
داروهای تقویتکننده عملکرد شناختی چه میکنند؟
یکی از گروههای دارویی مورد استفاده در آلزایمر، مهارکنندههای آنزیم استیلکولیناستراز هستند. داروهایی مانند دونپزیل، گالانتامین و ریواستیگمین در این گروه قرار گرفتهاند.
این داروها با افزایش دسترسی برخی انتقالدهندههای عصبی در مغز، به ارتباط میان سلولهای عصبی کمک میکنند و هدف آنها بهبود برخی جنبههای عملکرد شناختی است.
این داروها برای درمان علائم شناختی آلزایمر در مراحل مختلف بیماری مورد استفاده قرار میگیرند، اما روند اصلی بیماری را متوقف نمیکنند و آن را آهسته نمیکنند.
اثر آنها نیز معمولاً بسیار چشمگیر نیست، اما ممکن است برای بعضی افراد از نظر عملکرد روزمره اهمیت داشته باشد.
برای مثال، فرد ممکن است کمتر یک سؤال را تکرار کند، در انجام برخی فعالیتهای روزانه به کمک کمتری نیاز داشته باشد یا بتواند ارتباط واضحتری برقرار کند.
ممانتین چیست؟
ممانتین داروی دیگری است که در گروه آنتاگونیستهای گیرنده NMDA قرار میگیرد.
این دارو با هدف کاهش تحریک بیش از حد گیرندههای مغزی مرتبط با انتقالدهنده گلوتامات عمل میکند و مانند داروهای قبلی میتواند در برخی جنبههای شناختی کمککننده باشد، اما اثر آن نیز معمولاً چشمگیر نیست.
بر اساس این منبع، ممانتین برای مراحل متوسط تا پیشرفته آلزایمر مورد استفاده قرار میگیرد و یک درمان علامتی محسوب میشود؛ یعنی روند پیشرفت بیماری را متوقف نمیکند.
چرا ممکن است خانواده متوجه اثر درمان نشود؟
یکی از چالشهای مهم در درمان آلزایمر این است که تغییرات بیماری بسیار آهسته اتفاق میافتند.
برای مثال، در بیماریای که تغییرات آن طی چند روز یا چند هفته رخ میدهد، تشخیص اثر یک درمان ممکن است سادهتر باشد. اما در بیماریای که روند آن طی سالها پیش میرود، تشخیص اینکه درمان دقیقاً چه تغییری ایجاد کرده دشوارتر است.
از طرف دیگر، تغییرات طبیعی شناختی مرتبط با افزایش سن نیز میتوانند در کنار علائم بیماری وجود داشته باشند و تشخیص تغییرات واقعی را برای خانواده دشوار کنند.
به همین دلیل، ارزیابیهای تخصصی و پیگیری منظم میتوانند اهمیت داشته باشند؛ زیرا همیشه نمیتوان فقط بر اساس برداشت روزمره خانواده درباره پیشرفت یا ثبات بیماری قضاوت کرد.
آیا عوارض داروهای آلزایمر جدی هستند؟
مانند هر دارویی، درمانهای مورد استفاده برای آلزایمر نیز میتوانند عوارض جانبی داشته باشند.
برای مهارکنندههای استیلکولیناستراز عوارضی مانند تهوع، کاهش اشتها و اسهال ذکر شده و در برخی افراد نیز سرگیجه، بهخصوص به دلیل کاهش ضربان قلب، یا خوابهای واضح و شدید ممکن است رخ دهد.
برای ممانتین نیز عوارضی مانند یبوست، اسهال، سردرد، گیجی و سرگیجه ذکر شده است.
بنابراین انتخاب دارو و ارزیابی مناسب بودن آن برای هر فرد باید توسط پزشک انجام شود و نباید بر اساس تجربه یک فرد دیگر یا اطلاعات عمومی اینترنتی، دارویی را شروع یا قطع کرد.
یک باور مهم که باید اصلاح شود
شاید مهمترین پیام این مقاله این باشد که جمله «آلزایمر درمان ندارد» اگر بدون توضیح گفته شود، میتواند گمراهکننده باشد.
بله، آلزایمر هنوز درمان قطعی ندارد.
اما بین این جمله و اینکه «هیچ کاری نمیتوان انجام داد» فاصله زیادی وجود دارد.
برخی درمانها میتوانند به مدیریت علائم کمک کنند و در بعضی شرایط، درمانهایی با هدف آهسته کردن روند بیماری نیز وجود دارند. بنابراین تشخیص آلزایمر نباید به معنای کنار گذاشتن پیگیری پزشکی و مراقبت از فرد باشد.
از سوی دیگر، نباید انتظار غیرواقعبینانهای هم ایجاد کرد. داروهای موجود قرار نیست در یک فرد مبتلا، بیماری را بهطور کامل از بین ببرند یا حافظه را به وضعیت سالهای قبل برگردانند.
هدف درمان میتواند واقعبینانهتر باشد: مدیریت علائم، حفظ عملکرد تا حد امکان و در برخی درمانها تلاش برای آهسته کردن روند بیماری.
چه زمانی بهتر است ارزیابی حافظه انجام شود؟
اگر فرد یا خانواده متوجه تغییرات مداوم در حافظه، توجه، برنامهریزی یا توانایی انجام فعالیتهای روزمره شدهاند، بهتر است موضوع را صرفاً به افزایش سن نسبت ندهند.
ارزیابی زودتر لزوماً به معنای تشخیص آلزایمر نیست؛ بلکه میتواند به روشن شدن علت تغییرات شناختی کمک کند.
همچنین اگر تشخیصی مانند آلزایمر مطرح شود، دانستن وضعیت بیماری میتواند به فرد و خانواده کمک کند تا درباره مراقبتها، درمان و برنامهریزی برای آینده تصمیمهای آگاهانهتری بگیرند.
جمعبندی
آلزایمر یکی از پیچیدهترین بیماریهای مرتبط با زوال شناختی است و با وجود سالها پژوهش، علت دقیق شکلگیری آن هنوز بهطور کامل مشخص نشده است. تجمع پروتئینهایی مانند آمیلوئید بتا و تاو، التهاب، از دست رفتن ارتباطات سیناپسی و آسیب سلولهای مغزی از جمله تغییراتی هستند که در این بیماری مشاهده میشوند، اما رابطه دقیق میان این عوامل همچنان موضوع پژوهش است.
در حال حاضر درمان قطعی برای آلزایمر وجود ندارد، اما این به معنای «بیفایده بودن درمان» نیست. برخی داروها میتوانند به مدیریت علائم شناختی کمک کنند و درمانهای دیگری نیز با هدف تأثیرگذاری بر روند بیماری مورد بررسی و استفاده قرار میگیرند.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد به جای اینکه بگوییم «آلزایمر درمان ندارد»، بگوییم: آلزایمر هنوز درمان قطعی ندارد، اما گزینههایی برای مدیریت و درمان آن وجود دارد.
این تفاوت کوچک در جملهبندی میتواند تفاوت بزرگی در نگرش فرد و خانواده نسبت به تشخیص، ارزیابی و ادامه مراقبت ایجاد کند.


