نکات مهم مطلب
- خیانت فرد خودشیفته ممکن است با
انکار، توجیه و مقصر جلوه دادن شریک عاطفی
همراه شود. - فرافکنی میتواند باعث شود فرد خودشیفته، شریک خود را به خیانت متهم کند؛
حتی زمانی که خودش رفتار مشابهی داشته است. - گسلایتینگ
ممکن است باعث شود فرد خیانتدیده به حافظه، قضاوت و برداشت خودش شک کند. - عذرخواهی پس از خیانت لزوماً به معنای
پشیمانی واقعی یا تغییر رفتار
نیست. - قربانینمایی و جابهجا کردن نقش قربانی و مقصر میتواند آسیب روانی ناشی از خیانت را بیشتر کند.
- مهمتر از تشخیص برچسب «خودشیفته» این است که ببینیم
الگوی رفتاری فرد با سلامت و امنیت روانی ما چه میکند.
مقدمه
خیانت در هر رابطهای میتواند اعتماد و احساس امنیت را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد؛ اما گاهی آنچه بعد از آشکار شدن خیانت اتفاق میافتد، به اندازه خود خیانت آسیبزاست. بهخصوص زمانی که فرد خودشیفته به جای پذیرش مسئولیت، تلاش میکند واقعیت را انکار کند، شریک خود را مقصر جلوه دهد یا حتی خودش را قربانی ماجرا نشان دهد.
افراد خودشیفته ممکن است در مواجهه با افشای خیانت، الگوهای رفتاری مشخصی نشان دهند. شناخت این الگوها میتواند به فرد کمک کند اتفاقی را که در رابطهاش رخ داده بهتر درک کند و کمتر تحت تأثیر دستکاریهای روانی قرار بگیرد.
نکته: داشتن برخی رفتارها یا ویژگیهای خودشیفتهوار بهتنهایی به معنی ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته نیست. تشخیص اختلال شخصیت نیازمند ارزیابی تخصصی است.
۶ رفتار فرد خودشیفته پس از خیانت
۱. «تو نباید این کار را بکنی، اما من میتوانم»
یکی از الگوهایی که در روابط با افراد خودشیفته ممکن است دیده شود، استانداردهای دوگانه است.
فرد ممکن است برای شریک خود قوانین و محدودیتهای مشخصی تعیین کند؛ مثلاً درباره ارتباط با جنس مخالف، نوع لباس پوشیدن، رفتوآمد، مهمانی یا رفتار در شبکههای اجتماعی حساسیت زیادی نشان دهد، اما خودش را ملزم به رعایت همان قوانین نداند.
برای مثال ممکن است از شریکش انتظار داشته باشد با فرد خاصی ارتباط نداشته باشد، در حالی که خودش روابطی را دنبال کند که اگر شریکش همان رفتار را انجام دهد، آن را خیانت یا بیاحترامی تلقی خواهد کرد.
در چنین شرایطی، مسئله فقط خود خیانت نیست؛ بلکه نوعی عدم توازن در تعریف تعهد و مرزهای رابطه شکل گرفته است.
۲. اگر شما را به خیانت متهم میکند، ممکن است در حال فرافکنی باشد
یکی از رفتارهایی که ممکن است در فرد خودشیفته دیده شود، فرافکنی است؛ یعنی نسبت دادن ویژگی یا رفتاری که در خود فرد وجود دارد به شخص دیگری.
به همین دلیل ممکن است فردی که خودش خیانت کرده، ناگهان شریکش را به خیانت متهم کند:
«از کجا معلوم خودت با کس دیگهای رابطه نداری؟»
یا حتی بدون وجود شواهد، دائماً نسبت به وفاداری شریکش ابراز تردید کند.
البته هر اتهام خیانت به معنای فرافکنی نیست؛ اما اگر این اتهامات دائمی، بیاساس و همراه با پنهانکاری یا رفتارهای متناقض باشند، میتوانند بخشی از یک الگوی ناسالم در رابطه باشند.
۳. گسلایتینگ؛ وقتی فرد خودشیفته کاری میکند به خودتان شک کنید
یکی از مخربترین رفتارهایی که ممکن است بعد از افشای خیانت اتفاق بیفتد، گسلایتینگ (gaslighting) است.
در این حالت، فرد به جای پاسخ دادن به مسئله، تلاش میکند برداشت و ادراک شریکش را زیر سؤال ببرد:
- «داری خیالبافی میکنی.»
- «تو زیادی حساسی.»
- «همه چیز رو اشتباه فهمیدی.»
- «مشکل روانی داری که این چیزها رو میبینی.»
تکرار چنین جملاتی میتواند باعث شود فرد آسیبدیده کمکم به حافظه، قضاوت و برداشت خودش شک کند.
در نتیجه، اتفاق عجیبی رخ میدهد: فردی که با خیانت مواجه شده، به جای اینکه درباره رفتار شریکش سؤال کند، شروع میکند به سؤال کردن از خودش:
«نکند واقعاً مشکل از من است؟»
این همان نقطهای است که دستکاری روانی میتواند آسیب خیانت را چند برابر کند.
۴. عذرخواهی فرد خودشیفته؛ پشیمانی واقعی یا راهی برای پایان دادن به بحران؟
گاهی بعد از آشکار شدن خیانت، فرد عذرخواهی میکند، گریه میکند، قول تغییر میدهد و از شریکش میخواهد رابطه را ترک نکند.
اما عذرخواهی بهتنهایی نشانه تغییر نیست.
تفاوت زیادی وجود دارد میان کسی که واقعاً مسئولیت رفتار خود را میپذیرد و فردی که فقط میخواهد بحران را تمام کند.
یک عذرخواهی مسئولانه معمولاً شامل پذیرش روشن رفتار، درک آسیبی که ایجاد شده و آمادگی برای تحمل پیامدهای آن است.
در مقابل، ممکن است فرد بگوید:
«قبول دارم اشتباه کردم، ولی تو هم هیچوقت به من توجه نمیکردی.»
در این حالت، مسئولیت خیانت دوباره به سمت شریک منتقل میشود.
مشکلات رابطه ممکن است واقعی باشند و نیاز به بررسی داشته باشند، اما وجود مشکل در رابطه، مسئولیت انتخاب فرد برای خیانت را از بین نمیبرد.
۵. چرا فرد خودشیفته از ناراحتی شما عصبانی میشود؟
ممکن است تصور کنیم کسی که خیانت کرده، پس از افشای آن باید آماده باشد که مدتی با خشم، ناراحتی و بیاعتمادی شریکش روبهرو شود.
اما در برخی روابط، اتفاق دیگری میافتد.
بعد از مدتی فرد خیانتکار از اینکه شریکش هنوز ناراحت است عصبانی میشود:
«باز هم میخوای درباره این موضوع حرف بزنی؟»
«چرا نمیتونی فراموشش کنی؟»
«تا کی میخوای این اشتباه رو به رخم بکشی؟»
این واکنش میتواند شرایط را به شکلی عجیب تغییر دهد؛ فردی که آسیب دیده، ناگهان احساس میکند خودش باعث ایجاد مشکل شده است.
در حالی که اعتماد چیزی نیست که صرفاً با گذشت زمان یا یک عذرخواهی دوباره ایجاد شود. اگر قرار باشد رابطه بعد از خیانت ادامه پیدا کند، بازسازی اعتماد نیازمند زمان، رفتار شفاف و مسئولیتپذیری واقعی است.
۶. قربانینمایی؛ وقتی جای قربانی و مقصر عوض میشود
یکی دیگر از الگوهایی که ممکن است در رفتار فرد خودشیفته دیده شود، قربانینمایی است.
فرد ممکن است ماجرا را به شکلی برای دوستان، خانواده یا حتی درمانگر تعریف کند که خودش قربانی به نظر برسد و شریک خیانتدیده، فرد مقصر یا مشکلساز معرفی شود.
مثلاً به جای اینکه درباره خیانت خودش صحبت کند، تمام تمرکز را روی رفتارهای شریکش بگذارد:
«اون همیشه به من بیتوجه بود.»
«من توی این رابطه خیلی تنها بودم.»
«هیچکس نمیدونه من چی کشیدم.»
ممکن است بخشی از این احساسات واقعاً برای فرد وجود داشته باشد؛ اما احساس ناراحتی یا نارضایتی، مسئولیت خیانت را از بین نمیبرد.
قربانینمایی زمانی مخربتر میشود که باعث شود فرد آسیبدیده برای اثبات اینکه واقعاً قربانی بوده، مجبور به دفاع دائمی از خودش شود.
چرا شناخت این الگوها مهم است؟
وقتی فرد برای مدت طولانی در معرض انکار، سرزنش، گسلایتینگ یا قربانینمایی قرار میگیرد، ممکن است به تدریج اعتمادش به قضاوت خودش را از دست بدهد.
او ممکن است بارها از خودش بپرسد:
«شاید واقعاً من باعث شدم این اتفاق بیفتد؟»
«شاید زیادی حساس هستم؟»
«شاید اگر رفتار بهتری داشتم، او خیانت نمیکرد؟»
اما مسئولیت رابطه و مسئولیت انتخاب برای خیانت دو موضوع متفاوت هستند.
ممکن است یک رابطه مشکلات جدی داشته باشد و هر دو نفر در آن اشتباهاتی کرده باشند؛ با این حال، تصمیم به خیانت همچنان مسئولیت فردی است که آن را انتخاب کرده است.
آیا هر فرد خودشیفتهای خیانت میکند؟
خیر.خودشیفتگی به خودی خود به معنای خیانتکار بودن نیست و نمیتوان از روی چند رفتار، فردی را مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته دانست.
با این حال، ویژگیهایی مانند احساس استحقاق، نیاز شدید به تأیید، همدلی پایین و دشواری در پذیرش مسئولیت میتوانند در برخی افراد، زمینه رفتارهای آسیبزا در روابط را بیشتر کنند.
بنابراین بهتر است به جای اینکه فقط بپرسیم «آیا پارتنر من خودشیفته است؟»، به الگوی کلی رابطه نگاه کنیم:
آیا مسئولیت رفتار خود را میپذیرد؟
آیا به آسیبی که ایجاد کرده توجه میکند؟
آیا برای بازسازی اعتماد تلاش میکند؟
یا اینکه دائماً واقعیت را انکار میکند، شما را مقصر میداند و کاری میکند که به قضاوت خودتان شک کنید؟
اگر در رابطه با یک فرد خودشیفته آسیب دیدهاید
اگر بعد از خیانت یا رفتارهای آزاردهنده شریک عاطفیتان احساس میکنید دیگر به قضاوت خود اعتماد ندارید، دائماً خودتان را مقصر میدانید یا نمیدانید ادامه دادن رابطه تصمیم درستی است، صحبت با یک روانشناس میتواند به شما کمک کند شرایط را با فاصله و وضوح بیشتری بررسی کنید.
گاهی مهمترین سؤال این نیست که «آیا او واقعاً خودشیفته است؟»؛ بلکه این است که:
«این رابطه با من چه میکند و آیا در آن احساس امنیت، احترام و آرامش دارم؟»
جمعبندی
خیانت میتواند اعتماد و امنیت عاطفی را بهشدت تخریب کند، اما نحوه واکنش فرد پس از آشکار شدن خیانت نیز اهمیت زیادی دارد. فرد خودشیفته ممکن است برای فرار از مسئولیت به فرافکنی، گسلایتینگ، توجیه، استانداردهای دوگانه یا قربانینمایی متوسل شود.
شناخت این الگوها به این معنا نیست که باید خودتان برای طرف مقابل تشخیص روانشناختی صادر کنید؛ بلکه کمک میکند رفتار رابطه را واضحتر ببینید و مسئولیت چیزی را که متعلق به شما نیست، بر عهده نگیرید.



